اي كه زندگي، جامعه، تاريخ، تو را ((گرگ)) كرده است
يا ((روباه)) يا ((موش)) و يا ((ميش)).
موسم است،حج كن!به ميقات رو،با دوست انسان،
آنكه تورا انسان آفريد وعده ي ديدار داري.
از قصرهاي قدرت،گنجينه هاي ثروت و معبدهاي ضرار و ذلت و از
اين گله ي اغنامي كه چوپانش گرگ است،
بگريز.نيت فرار كن.خانه ي خدا را،خانه ي مردم را، حج كن.

موسم است.هنگام در رسيده است.
به ميعاد برو،به ميقات!اي بازخوانده ي خداوند لحظه ي ديدار است!
موسم است،ميقات است.
با خدا ديدار كن!
۳
------------------------------------------------------------------------------------

روح
خسرو شکیبایی
شاد
------------------------------------------------------------------------------------
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت:
"نرسیده به درخت
کوچه باغی است که از باغ خدا سبز تر است
و در آن عشق به اندازه پرهای صداقت آبی است
می روی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در می آرد
پس به سمت گل تنهایی می پیچی
دو قدم مانده به گل
پای فواره جاوید اساطیر زمان می مانی
و تو را ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی
کودکی می بینی
رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی خانه دوست کجاست؟
حج: یعنی آهنگ، مقصد یعنی حرکت نیز هم.
و همه چیز با کندن از خودت،
از زندگیت و ازهمه علقههایت آغاز میشود،
مگر نه که در شهرت ساکنی؟
سکونت، سکون، حج نفی سکون.
چیزی که هدفش خودش است یعنی مرگ.
حج: جاری شو!
------------------------------------------------------------------

هجرت از " از خانه خویش " به " خانه خدا"،"خانه مُردم"!
ای برلبهای دیگران ترانهساز، آهنگ نیستان خویش کن!
دکتر شریعتی
مشهروست اسکندربه دیدار
دیوجانس
در بیغوله ای که در آن می زیست رفت.
در مدخل آنجا ایستاد و گفت:
آیا کاری هست که من فاتح جهان بتوانم برایت
انجام دهم؟
دوجانس جواب داد:
بلی میتوانی کنار بروی تا آفتاب به من بتابد

ای روزگار!
کاش می توانستی همه ی قدرتهایت را
و ای طبیعت کاش می توانستی همه استعدادهایت را
در خلق یک انسان بزرگ ، نبوغ بزرگ وقهرمان بزرگ
جمع می کردی و یک بار دیگر به جهان ما یک
علی
دیگر می دادی
دکتر جرج جرداق

میلاد منادی عدالت و آزادی
امیر مومنان علی علیه السلام
و روز پدر
مبارکباد
-------------------------------------

|
|
فریاد و دیگر هیچفریادی و دیگر هیچ .
|
«انسان حیوان سیاسی است» ارسطو
بدین معنی که انسان موجودی اجتماعی است
و نیک بختی و خود شکفتگی
در عزلت بدست نمی آید...
از دیدگاه ارسطو زندگانی خوش شخص ناگزیر
واجد ابعاد اجتماعی و سیاسی است .
حکومتها بدین منظور ایجاد می شوند که به شهروندانشان یاری دهند زندگانی کامل و خوشی
داشته باشند. توسعه فرهنگی و رشد سیاسی آغاز توسعه اقتصادیست و رشد در ابعاد
والای علمی و ....
حکومتها موظف اند رشد و خوشی فرد را میسر سازند
واقعیت آنست که اقتصاد از دل فرهنگ و اندیشه بیرون می آید و نمی توان
تصور نمود که در یک جامعه با فرهنگ توسعه نیافته می توان انتظار کشوری را داشت
با قدرت اقتصادی و سیاسی... در دنیا
حال می توان اندیشید آیا در چنین چهار شنبه بازار فرهنگی ما
آیا حتی بزرگترین متخصصات علم اقتصاد قادر خواهند بود
یک شبه با طرح و لوایح عظیم اقتصادی سبب تحول شوند؟!!![]()
عدالت
چیست؟

عدالت چیست؟
جایگاه اخلاق در روابط اجتماعی
و سیاسی ما کجاست؟
چرا تنها به ادعا
قناعت می شود؟
چرا؟

این زن را می بینی؟
وقتی وارد خانه ات شدم، به من آبی برای شستن پاهایم ندادی
اما او با قطرات اشکهایش پاهای مرا شستشو داده و با موهای
سرش آنها را خشک نمود.
تو مرا نبوسیدی اما او از زمانی که وارد شد دست از بوسیدن
پاهای من بر نمی دارد.
تو بر سر من مرهم نگذاشته و روغنی نمالیدی اما او با بالسامو
پاهای مرا روغن مالیده و بر روی آنها مرهم گذاشت به همین
خاطر به تو می گویم :
گناهان بسیار او بخشیده شدند برای اینکه بسیار عشق ورزیده
است اما کسی که کمتر عشق می ورزد کمتر مورد عفو و بخشش
نیز فرار می گیرد.
انجیل لوقاس
سلام به همه ی همراهانم در عرصه فرهنگ
بالاخره از سفر برگشتم
و چه رویایی!
کنسرت استاد شجریان!!!
لحظه ی حضورش نمی دونستم خوابم یا بیدار؟
ما ز یاران چشم یاری داشتیم
خود غلط بود آنچه می پنداشتیم
مطمئنم استاد در انتخاب اشعارش بسیار دقیقه
و چه شیرینه و لذت بخش سیراب شدن از شراب شعر
و نوشیدن از شزبت موسیقی سنتی
وپرواز در آسمان عشق
یه اتفاق بزرگ و سرشار از انرژی برای من!
دوستای عزیزم!![]()
فردا صبح جمعه دارم میرم تهران...![]()
آخه قراره ۸تیرماه در کنسرت استاد شجریان
شرکت کنم![]()
دل تو دلم نیست![]()
مث بچه ها شدم و لحظه شماری و ...![]()
انشاالله برگردم سعی می کنم براتون احساسم رو بنویسم
به امید دیدار!![]()

من فكر مي كنم پس هستم . « دكارت »
من طغيان مي كنم پس هستم . « كامو »
***
جام دريا از شراب بوسه خورشيد لبريز است،
جنگل شب تا سحر تن شسته در باران،
خيال انگيز !
ما، به قدر جام چشمان خود، از افسون اين خمخانه سر مستيم
در من اين احساس :
مهر مي ورزيم،
پس هستيم !
ماکسیم گورکی:
می ترسم روزی به مادرم
دوستت دارم
رانگفته باشم


|
مطرب عشق عجب ساز و نوايی دارد |
|
نقش هر نغمه که زد راه به جايی دارد |
|
عالم از ناله عشاق مبادا خالی |
|
که خوش آهنگ و فرح بخش هوايی دارد |
|
پير دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور |
|
خوش عطابخش و خطاپوش خدايی دارد |
|
محترم دار دلم کاين مگس قندپرست |
|
تا هواخواه تو شد فر همايی دارد |
|
از عدالت نبود دور گرش پرسد حال |
|
پادشاهی که به همسايه گدايی دارد |
|
اشک خونين بنمودم به طبيبان گفتند |
|
درد عشق است و جگرسوز دوايی دارد |
|
ستم از غمزه مياموز که در مذهب عشق |
|
هر عمل اجری و هر کرده جزايی دارد |
|
نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست |
|
شادی روی کسی خور که صفايی دارد |
|
خسروا حافظ درگاه نشين فاتحه خواند |
|
و از زبان تو تمنای دعايی دارد |
السلام علیک یا فاطمه الزهرا
روز مادر مبارک باد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر چه هستی ، باش
با توام
ای لنگر تسکین !
ای تکانهای دل !
ای آرامش ساحل !
با توام
ای نور !
ای منشور !
ای تمام طیفهای آفتابی !
ای کبود ِ ارغوانی !
ای بنفشابی !
با توام ای شور ، ای دلشوره ی شیرین !
با توام
ای شادی غمگین !
با توام
ای غم !
غم مبهم !
ای نمی دانم !
هر چه هستی باش !
اما کاش...
نه ، جز اینم آرزویی نیست :
هر چه هستی باش !
اما باش!
به نام خداوند بخشنده و مهربان
به نام او که سپید است
نور مطلق است
عشق است
ایمان است
آزادیست
مهراست
و
شادیست

عشق شادیست ... عشق آزادیست ...
عشق آغاز آدمیزادیست

بر آنچه می بایست انجام پذیرد همت گمار
وبکوش آن گونه باشی که به گمانت جامعه باید باشد.
آیا به آزادی بیان معتقدی؟پس آزادانه سخن بگو.
آیا حقیقت را دوست داری؟پس حقیقت را بازگو.
آیا به جامعه ای آزاد معتقدی؟پس مطابق با آزادی عمل کن.
آیا جامعه ای انسانی و معقول را باور داری؟
پس معقول و انسانی رفتار کن.
(آدام میک نیک)
شریعتی همیشه زنده است
میلاد آنکه عاشقانه بر خاک مرد
(1)
نگاه کن چه فرو تنانه بر خاک می گسترد
آنکه نهال نازک دستانش
از عشق
خداست
و پیش عصیانش
بالای جهنم
پست است.
آن کو به یکی « آری » می میرد
نه به زخم صد خنجر،
مگر آنکه از تب وهن
دق کند.
قلعه یی عظیم
که طلسم دروازه اش
کلام کوچک دوستی است.
(2)
انکار ِ عشق را
چنین که بر سر سختی پا سفت کرده ای
دشنه مگر
به آستین اندر
نهان کرده باشی.-
که عاشق
اعتراف را چنان به فریاد آمد
که وجودش همه
بانگی شد.
(3)
نگاه کن
چه فرو تنانه بر در گاه نجابت
به خاک می شکند
رخساره ای که توفانش
مسخ نیارست کرد.
چه فروتنانه بر آستانه تو به خاک می افتد
آنکه در کمر گاه دریا
دست
حلقه توانست کرد.
نگاه کن
چه بزرگوارانه در پای تو سر نهاد
آنکه مرگش
میلاد پر هیا هوی هزار شهرزاده بود.
نگاه کن
احمد شاملو
با خبر شدم موسسه بین المللی
به مدیریت سرکار خانوم
فرشته میر هاشمی
یکی از بهترین و سازنده ترین کلاسهایی
که تا کنون شرکت کرده ام
و شادی را تجربه کردم
تعطیل شد...
آنانی که این کلاس را تجربه کردند معنای
یک دقیقه سکوت مرا می دانند...
می خواهم خلاصه ی کتاب اندرومتیوس به نام
راز شاد زیستن
را که خودم نوشتم در اختیار شما قرار دهم
شاد باشید
شاد زندگی کنیم
آیا تا کنون به الگوهای رفتاری خویش و این که چگونه می توانید تغییرشان دهید؛ فکر
کرده اید ؟ حقیقت اینست که تغییر امکان پذیرست اما الگوهای رفتاری پیشین در مقابل شما مقاومت نشان می دهند. پس به قول معروف کمربندها را محکم ببندبد.
ادامه مطلب را کلیک کنید
ادامه مطلب>>>




